ممکن است مدت زیادی از مهاجرت گذشته باشد. خانه پیدا کردهاید، کار یا تحصیل جلو رفته، مسیرهای شهر را میشناسید و از بیرون زندگی تا حدی «جا افتاده» به نظر میرسد. با این حال، درونتان هنوز آرام نشده است: بیقراری، اضطراب، خستگی، تنهایی یا حسی مبهم از اینکه هیچجا کاملاً جای شما نیست.
این تجربه لزوماً به این معنا نیست که مهاجرت تصمیم اشتباهی بوده یا شما «سازگار نشدهاید». سازگاری با مهاجرت یک اتفاق یکباره نیست؛ مجموعهای از تغییرهای روانی، اجتماعی و رابطهای است که میتواند در دورههای مختلف زندگی دوباره فعال شود.
وقتی بخش عملی زندگی جلوتر از بخش عاطفی حرکت میکند
بعد از مهاجرت، بخش زیادی از انرژی صرف کارهای ملموس میشود: اقامت، شغل، زبان، خانه، امور مالی و ساختن یک شبکه تازه. ممکن است این بخشها بهتدریج ثبات پیدا کنند، اما تجربه عاطفی با همان سرعت پیش نرود. فاصله از آدمهای مهم، از دستدادن نقشهای آشنا و نیاز به سازگارشدن مداوم میتواند مدت بیشتری در پسزمینه باقی بماند.
مرورهای پژوهشی درباره فشارهای مرتبط با مهاجرت نشان میدهند که استرس سازگاری فقط به یک عامل محدود نیست و میتواند در سطح فردی، کاری و اجتماعی شکل بگیرد. بنابراین «همهچیز ظاهراً خوب است» الزاماً به این معنا نیست که فشار روانی هم تمام شده است.
تعلق همیشه با گذشت زمان خودبهخود ساخته نمیشود
ممکن است در کشور جدید عملکرد خوبی داشته باشید اما هنوز احساس کنید بیشتر «زندگی را مدیریت میکنید» تا اینکه واقعاً به آن تعلق دارید. پژوهشها نشان دادهاند احساس تعلق و پیوند اجتماعی با وضعیت روانی مهاجران ارتباط دارد؛ هرچند اندازه این ارتباط و عوامل مؤثر بر آن میان افراد و گروهها متفاوت است.
گاهی مسئله انتخاب میان «اینجا» و «آنجا» نیست. فرد میتواند همزمان به چند رابطه، فرهنگ و بخش از هویت خود وابسته باشد و همین پیچیدگی را تحمل کند. فشار زمانی بیشتر میشود که انتظار داشته باشیم بالاخره باید یکی از این بخشها کاملاً حذف شود.
فشار موفقشدن میتواند اجازه خستگی ندهد
برای بعضی مهاجران، هزینهای که برای مهاجرت دادهاند باعث میشود ناراحتی خود را جدی نگیرند: «من خودم این مسیر را انتخاب کردم»، «خیلیها آرزوی این موقعیت را دارند» یا «نباید ناراضی باشم». نتیجه میتواند این باشد که خستگی، سوگ یا اضطراب مدتها بدون نام باقی بماند.
داشتن فرصتهای تازه و همزمان تجربه فشار روانی با هم تناقض ندارند. قدردانی از بخشهایی از زندگی جدید، نیاز به رسیدگی به بخشهای دشوار آن را از بین نمیبرد.
چه زمانی این بیقراری ارزش بررسی بیشتری دارد؟
- وقتی با وجود ثبات نسبی بیرونی، بیشتر روزها احساس تنش یا فرسودگی دارید.
- وقتی احساس تعلق به هیچکدام از دو سوی زندگی آسان نیست و این موضوع روی رابطهها یا تصمیمها اثر میگذارد.
- وقتی فشار موفقبودن باعث میشود نیازها یا خستگی خودتان را نادیده بگیرید.
- وقتی تنهایی، اضطراب یا نشخوار فکری به بخشی ثابت از روزمره تبدیل شده است.
- وقتی مهاجرت الگوهای قدیمیتری مثل کمالگرایی، ترس از طرد یا دشواری درخواست حمایت را پررنگتر کرده است.
در رواندرمانی قرار نیست مهاجرت «مشکل» فرض شود
هدف میتواند این باشد که ببینیم کدام بخش از فشار واقعاً به شرایط مهاجرت مربوط است، کدام بخش به رابطهها و الگوهای قدیمیتر متصل میشود و امروز چه چیزی نیاز به تغییر یا حمایت بیشتری دارد. برای بعضی افراد مسئله اصلی تنهایی است، برای بعضی اضطراب، رابطه با خانواده، فشار کاری یا احساسی که نسبت به خودشان پیدا کردهاند.
اگر خارج از ایران زندگی میکنید و میخواهید درباره شیوه کار و جلسات آنلاین بیشتر بدانید، صفحه رواندرمانی آنلاین برای فارسیزبانان خارج از ایران توضیحات عملیتری درباره روند جلسات و رزرو دارد.
اگر بخش مهم فشار شما نگرانی دائمی برای خانواده در ایران است، مقاله درد از راه دور نیز به این تجربه نزدیکتر میپردازد.
