همه مقالات →

چرا بعضی الگوهای رابطه‌ای تکرار می‌شوند؟

وقتی واکنش‌های آشنا، راه‌های قدیمی محافظت از خود هستند

گاهی چیزی که اسمش را «شخصیت من» گذاشته‌ایم، الگویی است که زمانی برای محافظت از خود یاد گرفته‌ایم. این به آن معنا نیست که هر ویژگی یا دشواری رابطه‌ای الزاماً از کودکی می‌آید؛ اما بعضی واکنش‌ها چنان آشنا و خودکار می‌شوند که دیگر متوجه انتخاب‌های دیگری که امروز در اختیارمان است نمی‌شویم.

الگو فقط تکرار یک رفتار نیست

یک الگوی رابطه‌ای معمولاً زنجیره‌ای از چند بخش است: موقعیتی که حساسیت ما را فعال می‌کند، معنایی که سریع به آن می‌دهیم، هیجانی که بالا می‌آید و کاری که برای کم‌کردن خطر انجام می‌دهیم. برای مثال، فاصله‌گرفتن کوتاه یک نفر ممکن است فوراً به معنای «دیگر برایش مهم نیستم» تعبیر شود؛ بعد اضطراب یا خشم بیاید و فرد به چسبیدن، عقب‌کشیدن یا حمله‌کردن روی بیاورد.

این واکنش ممکن است در لحظه احساس کنترل یا امنیت ایجاد کند، اما گاهی همان نتیجه‌ای را تقویت می‌کند که از آن می‌ترسیم. به همین دلیل است که با وجود تغییر آدم‌ها، حس آشنای یک رابطه می‌تواند دوباره برگردد.

وقتی حفظ رابطه با نادیده‌گرفتن خود همراه شده است

ممکن است کسی درباره خودش بگوید: «من آدمی هستم که همیشه دیگران را در اولویت می‌گذارم.» گاهی پشت این توصیف، یادگیری قدیمی‌تری وجود دارد: حفظ رابطه مستلزم نادیده‌گرفتن نیازهای خودم است. سازگاری، سکوت یا مراقبت مداوم از دیگری شاید زمانی کمک کرده باشد تعارض، طرد یا ناامیدی کمتر شود.

در بزرگسالی، همان راه می‌تواند به دشواری در مرزبندی، خشم پنهان یا فرسودگی منجر شود. مسئله مهربان‌بودن یا توجه‌کردن به دیگران نیست؛ مسئله این است که آیا فرد امکان انتخاب دارد یا فقط یک پاسخ آشنا را تکرار می‌کند.

سبک‌های مقابله‌ای چگونه چرخه را نگه می‌دارند؟

در طرحواره‌درمانی، الگوهای پایدار می‌توانند با نیازهای هیجانی برآورده‌نشده و شیوه‌های مقابله با آن‌ها ارتباط داشته باشند. فرد ممکن است در برابر یک باور دردناک تسلیم شود، از موقعیت‌های فعال‌کننده دوری کند یا با واکنشی افراطی خلاف آن را ثابت کند. ایثار، اطاعت یا بازداری هیجانی نیز می‌توانند بخشی از تجربه‌ای باشند که در رابطه تکرار می‌شود.

این پاسخ‌ها لزوماً ضعف نیستند. ممکن است زمانی بهترین راه در دسترس بوده باشند. پرسش مهم‌تر این است که آیا هنوز هم در موقعیت امروز ضروری‌اند و آیا هزینه‌شان از فایده‌شان بیشتر شده است.

چهار سؤال برای دیدن یک الگوی تکراری

  • این چرخه معمولاً با چه موقعیت یا رفتار مشخصی شروع می‌شود؟
  • در همان لحظه، از چه پیامد یا احساسی بیشتر می‌ترسم؟
  • کدام نیاز من—امنیت، احترام، نزدیکی، آزادی یا دیده‌شدن—پنهان می‌ماند؟
  • کاری که انجام می‌دهم انتخاب امروز من است یا راهی قدیمی برای محافظت از خودم؟

فهمیدن با سرزنش‌کردن فرق دارد

دیدن سهم خود در یک چرخه به معنای مقصر دانستن خود یا نادیده‌گرفتن رفتار طرف مقابل نیست. هدف این است که فاصله‌ای میان محرک و پاسخ ایجاد شود: بتوانیم نیاز را زودتر تشخیص دهیم، معنای اولیه را دوباره بررسی کنیم و واکنشی متناسب‌تر با رابطه امروز انتخاب کنیم.

روان‌درمانی می‌تواند فضایی برای شناخت این چرخه‌ها و آزمودن پاسخ‌های انعطاف‌پذیرتر فراهم کند. قرار نیست گذشته پاک شود یا نتیجه‌ای تضمین شود؛ تمرکز بر افزایش آگاهی و گسترده‌ترشدن امکان انتخاب در رابطه است.

مقاله‌های تازه

مقاله‌های جدید را دریافت کنید

از انتشار مقاله‌های تازه درباره روابط، هیجان‌ها و تجربه‌های روان‌شناختی باخبر شوید.

از طریق ایمیل

از طریق تلگرام

با شروع ربات، هر زمان مقاله تازه‌ای منتشر شود یک پیام کوتاه همراه لینک مقاله دریافت می‌کنید.

دریافت در تلگرام

هر زمان بخواهید می‌توانید دریافت ایمیل یا اعلان تلگرام را متوقف کنید.

پیام بفرستید
واتساپتلگرام